تبريك سال نو
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و الانهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
ای مقلب قلب ها و دیده ها٬ کردار و رفتار و اندیشه ی ما را متحول گردان و دررسیدن به بهترین کردار و رفتار و اندیشه کمک ما باش.

ز كوی یار میآید نسیم باد نوروزی … از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت كن … كه قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است … كه زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو كه از دامن غبار غم بیفشانی … به گلزار آی كز بلبل غزل گفتن بیاموزی
چو امكان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست … مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
طریق كام بخشی چیست ترك كام خود كردن … كلاه سروری آن است كز این ترك بردوزی
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی … كه بیش از پنج روزی نیست حكم میر نوروزی
ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست … مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
میای دارم چو جان صافی و صوفی میكند عیبش … خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
جدا شد یار شیرینت كنون تنها نشین ای شمع … كه حكم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم … بیا ساقی كه جاهل را هنی تر میرسد روزی
می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش … كه بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی
نه حافظ میكند تنها دعای خواجه تورانشاه … ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی
جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده … جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

جميع حكماى فارس حكم كردهاند بر كثرت عقول مجرّده، و گفتهاند كه هر كدام از عناصر بسيط را رب النّوعى
است كه جميع فيوض آن عنصر از آن عقل مىرسد؛ و همچنين جميع انواع مركّبات را ارباب انواع است از
عقول. و «ارديبهشت» و «خرداد» و «مرداد» اسامى ماهها و روزهاى اهل فارس است. اما نامهاى اين
روزها اين است: اورمزد و بهمن و ارديبهشت و شهريور، اسفندارمذ و خرداد و مرداد و دين بآذر و آذر و
آبان و خورشيد ماه و تير و گوش و دين بمهر و مهر و سروش و رشن و فروردين و بهرام و رام و باد و دين
بدين و دين و ارد و اشتاد و آسمان و زامياد مهر اسفند و انيران. و نام ماهها اين است: فروردين و
ارديبهشت و خرداد و تير و مرداد و شهريور و مهر و آبان و آذر و دى و بهمن و اسفندارمذ. و در زمان
سابق حكماى فارس روزى را كه نام ماه موافق نام روز مىبود جشن مىداشتند، و عيد مىگفتند. و چون قبله
اهل فارس انوار عرضيّه بوده است، و اشرف انوار عرضيّه نور شمس است، بنا بر آن روز اوّل از ايام بودن
آفتاب در حمل را- كه برج شرف او است- نوروز ناميده، جشن مىداشتند. و چون بعد از بعثت سيّد كائنات
قبله عبادت، خانه كعبه شد، اين رسوم و عادات و تعظيم انوار عرضيّه، بر وجه مذكور، منسوخ شد؛ زيرا كه
هر دور از ادوار فلكى اقتضاى سنن، يعنى [اقتضاى] شرايع الهى مىكند، كه اهل آن دور [را] نجات از
دركات نيران بدون اختيار آن شريعت ممكن نيست. و چون اين دور كه مقتضى شريعت محمدى است آخر
ادوار عالم است، و تخلّق آن حضرت به اخلاق الهى از افراد انسانى و جنى بيشتر است، بنا بر اين آن
حضرت از براى هدايت جن و انس مبعوث شده است، و تا قيامت كبرا كه زمان فناى جميع مركبات عنصرى
است، نبىّ ديگر مبعوث نخواهد شد.
منبع: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى، (۱۳۶۳ ه ش) .انواريه (ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى) تهران: امير كبير ، ص ۳۷-۳۸