شرور در عالم و راه حلی در آموزههای اسلامی
شرور در عالم و راه حلی در آموزههای اسلامی
خلق شرور یکی از حکمتهای آفرینش انسان محسوب میشود و نشان میدهد که خداوند دنیا را برای رشد و کمال انسان و به تعبیر دینی برای بندگی و پرورش انسان صالح خلق کرده است
مسأله شر مربوط به امروز و دیروز نیست و وجود شرور چه طبیعی باشند و چه ناشی از کردار انسانی، همواره پرسشی بودهاند برای انسانها، چه دیندار چه بیدین، چه عالم و چه عامی که چرا هستند و حکمت و عدل خدا در این میان چه کاره است؟
دکتر علی افضلی؛ عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و مترجم اعتراضات دکارت و فرهنگ فلسفه دکارت برخلاف بسیاری از پژوهشگران فلسفه اسلامی معتقد است شرّ عدمی نیست و شرور مخلوق مستقیم خدایند.
او سالهاست که دغدغه مسئله دشوار شرور را دارد و و در طی دوسال پیش در دو نشست به این موضوع پرداخته است، در نشست اول استدلالهای اساسی فیلسوفان اسلامی مبنی بر عدمی بودن شر را به چالش کشاند و در نشست دوم به بررسی این موضوع پرداخت که « آیا شرور لوازم ذاتی مادهاند پرداخت؟».
افضلی معتقد است که شرور مخلوق مستقیم خدایند، برخی مفروضات اساسی فلسفه اسلامی دچار اشکالهای جدیاند و دلیل و حکمت وجود شر را تنها از خود خدا باید شنید و لاغیر.
وی در سومین نشست در مورد مسأله شرور به تبیین «راه حل مسأله شرور در آموزههای وحیانی اسلام»پرداخت.

این نشست با عنوان بررسی «راه حل مسئله شرور در آموزههای وحیانی» از نخستین سلسله نشستهای کلام مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بود که دکتر علی افضلی، مدیر گروه کلام و دانشیار مؤسسه حکمت و فلسفه، دوشنبه ۲۰ آذرماه در این مؤسسه برگزار شد.
دکتر افضلی دراین نشست با اشاره به این که براساس آیات قرآن انسان در زمان گرفتاریها و سختیها آزمون میشود تا درجه ایمان و خلوصش مشخص گردد، افزود: یکی از این امتحانها در دوران زندگی اتفاقات ناگوار، بلایا، بیماریها و مشکلات اقتصادی است. بنابراین خلق شرور یکی از حکمتهای آفرینش انسان محسوب میشود و نشان میدهد که خداوند دنیا را برای رشد و کمال انسان و به تعبیر دینی برای بندگی و پرورش انسان صالح خلق کرده است، بنابراین انسان چارهای ندارد جز اینکه با شر دست و پنجه نرم کند. خداوند در این دنیا و عالم دیگر بالاترین رشد و کمال را برای انسان درنظر گرفته است همانگونه که اولیای الهی مراحل و درجات کمال را طی و از آزمون بلایا به خوبی گذر کردند.
دکتر افضلی با اشاره به اینکه مسئله شرور یکی از مهمترین مباحث در طول تاریخ کلام و فلسفه به شمار میرود، گفت: این بحث پیش از این که در آموزههای دینی اسلامی مطرح شود، در سایر ادیان و مکاتب بشری بررسی شده است. مسئله ای که امروز به عنوان «شر» خوانده می شود، همیشه در طول تاریخ ذهن متفکران را به خود جلب کرده، آنگونه که غرب آن را به عنوان یکی از بحث های فلسفه دین به شمار می آورد و درباره آن هزاران کتاب و مقاله نگاشته شده، اما در اسلام در دوره ای و به دلایلی فیلسوفان و متکلمان کمتر بدان توجه نشان داده اند.
وی با اشاره به سخنرانی های پیشین که درباره مسئله شر و نقش آن در آموزه های دینی و پاسخ فیلسوفان مسلمان صورت گرفته، گفت: به طور خلاصه در جلسات پیش بیان کردیم که انسان در دنیا با یک مجموعه ناملایمات و آلامی روبه رو است، بنابراین این سؤال پیش میآید که اگر جهان دارای خالقی با کمال و عادل مطلق است چرا این دنیا را پررنج و درد آفریده است و آیا این بلایا با کمال مطلق خداوند ناسازگار نیست، عده ای از غربیان معتقدند که خالقی در عالم وجود ندارد بنابراین به لذت می پردازند و عده ای دیگر می گویند که خالق وجود دارد اما عادل و قادر مطلق نیست. برخی فیلسوفان مسلمان بیان داشتند که شر عدمی است و امور عدمی خالقی ندارند بنابراین شرور ارتباطی به خداوند ندارد، درصورتی که این نظر قابل رد است چرا که شرور عدمی نیستند و اگر هم تعدادی از آنها عدمی باشند، از آن جهت شر خوانده می شوند که منجر به الم و درد می شوند.
دکتر افضلی یکی از پرسشها در مبحث شر را این امر مطرح کرد که چرا خداوند عالم را سراسر خیر نیافریده؟ و گفت: برخی فیلسوفان مسلمان در این رابطه پاسخ دادند که این شرور در عالم ربطی به خداوند ندارد چرا که لازمه ذاتی عالم ماده است و عالم ماده در پائینترین سطح وجود است، بنابراین فیلسوفان مسلمان با تبرئه کردن خداوند از اتهام خلق شر به این پرسش پاسخ دادند. چرا که این پاسخ که شرور لازمه عالم ماده است، قانع کننده نیست و نقد پذیر است. نخستین نقد آشکار به این جواب این است که چنین پاسخی با قدرت اراده مطلق خداوند منافات دارد چرا که خداوند با قدرت نامتناهی می تواند هرچه که میخواهد خلق کند اعم از خیر یا شر. اما خداوند از روی حکمت شرور را نیز خلق کرده است.
وی در ادامه افزود: رنج و درد و الم را خداوند تعمداً در این دنیا آفریده و مهمترین علت آن نیز به مسئله حکمت آفرینش بازمی گردد، چرا که هدف خلقت، رفاه، لذت و خوشگذرانی دنیا نیست بلکه مطابق آموزههای دینی و عقلی خداوند عالم را ناقص نیافریده و هدف از خلقت، رسیدن انسان به درجات نامتناهی رشد و کمال اختیاری است. نخستین نکته قابل تأمل این است که خلق یک موجود مختار خود عین کمال است و خود اختیار وسیلهای برای رسیدن به سیر کمالات است. وجود شرور در عالم برای تحقق این هدف است که انسان براساس مختار بودن گاهی از این ویژگی سوءاستفاده کند و به خود یا دیگران ضرر بزند، این همان شری است که غرب از آن به «شر اخلاقی» تعبیر میکند.
وی شرور را دارای دو بعد اخلاقی و طبیعی دانست و گفت: شر اخلاقی بدین معناست که ما مشکلی را با انتخاب نادرست خود ایجاد می کنیم و شر طبیعی نیز به معنای بلایای طبیعی نظیر زلزله میباشد، بنابراین مشخص است که این شر اخلاقی در دنیا گریبانگیر انسان است و خداوند در آن دخالتی ندارد. خداوند در آیهای از قرآن بیان میدارد که تمام ظلمها و فسادها بهخاطر اعمال انسان رخ میدهد، بنابراین در همین آیه پاسخ بسیاری از شبهات شرور داده شده است، زمانی که هدف خلقت «شر» کمال اختیاری انسان است لازمه آن نیز ایجاد بساطی برای نشان دادن انسانها با فراهم شدن ابزار سنجش و آزمون است.
وی با اشاره به یکی از تفاوتهای آموزههای دینی و فلسفی در زمینه حد و حدود کمال انسان گفت: براساس مباحث فلسفی انسان ظرفیتی برای کمال دارد اما در دین چیزی به نام ظرفیت ذاتی نیست و انسان میتواند به کمال بینهایت برسد. راه دستیابی به کمال در مدیتیشن، فعالیتهای عرفانی، هاله بینی، فکر خوانی، حتی طی العرض و حتی زنده کردن مردگان نیست چرا که برخی از این فعالیتها را ملحدان و کافران نیز میتوانند انجام دهند اما کمالی که خداوند برای انسان درنظر گرفته حد و حدودی ندارد.
گزارش از زهره سعیدی : روزنامه ایران
http://www.irip.ir/Home/Single/3967
مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران